جزوه تایپ شده اموزش هنر
مینو واثقی دانشگاه پیام نور علمی کاربردی دانشگاه آزاد رشته علوم تربیتی کاردانی کارشناسی ارشد استخدامی جزوه اموزش هنر خلاصه کتاب دانلود رایگان
[10] ً : “” [11] ً «» «» «» [12] : () (-) : [13]
[14] - [15][16]
[17] : () () () () ( ) ( ) () (). [18]
[19] () ؛ ؛ «» [20] [21] [21] ً [22] [23] ً [24] ً “””” [25] “” » [26]
()، ()، “” [27]
: [28]
[29] ً [30] [31] [32]
[۳۳] [34] [35] [36] [37]
: [38]
() [39]
[40]
: «».
[41]
[42] : ([43]).) پراکنده هستند و بر مناظر ایدهآل تأکید میکنند، اما نقاشیهای سلسله مینگ شلوغ و جزوه اموزش هنر هستند و بر داستانگویی از طریق تنظیم و ترکیب تمرکز دارند. [44] ژاپن سبک های خود را به نام سلسله های امپراتوری نیز نامگذاری می کند، و همچنین شاهد تداخل زیادی بین سبک های خوشنویسی و نقاشی بود. چاپ چوبی پس از قرن هفدهم در ژاپن اهمیت یافت. [45]
نقاشی چینی توسط هنرمند سلسله سونگ Ma Lin، c. 1250 . 24.8 × 25.2 سانتی متر
عصر روشنگری غربی در قرن هجدهم شاهد تصاویری هنری از یقینات فیزیکی و عقلانی جهان ساعت و همچنین دیدگاههای انقلابی سیاسی از جهان پسا سلطنتی بود، مانند تصویری که بلیک از نیوتن بهعنوان یک هندسهسنج الهی نشان داد [46]. ] یا نقاشی های تبلیغاتی دیوید . این منجر به رد رمانتیک از این به نفع تصاویری از جنبه عاطفی و فردیت انسان شد، که نمونه آن در رمان های گوته است. اواخر قرن نوزدهم شاهد انبوهی از جنبشهای هنری مانند هنر آکادمیک ، نمادگرایی ، امپرسیونیسم وفوویسم در میان دیگران [47] [48]
تاریخ هنر قرن بیستم روایتی از امکانات بی پایان و جستجوی استانداردهای جدید است که هر کدام متوالی توسط دیگری از بین می روند. بنابراین پارامترهای امپرسیونیسم ، اکسپرسیونیسم ، فوویسم ، کوبیسم ، جزوه حقوق ادبی و هنری، سوررئالیسم و غیره را نمی توان خیلی بیشتر از زمان اختراع آنها حفظ کرد. فزاینده تعامل جهانی در این دوران شاهد تأثیری معادل فرهنگ های دیگر در هنر غربی بود. بنابراین، چاپهای چوبی ژاپنی (که خود تحت تأثیر طراحیهای رنسانس غربی بودند) تأثیر زیادی بر امپرسیونیسم و توسعهی بعدی داشتند. بعدها، مجسمه های آفریقایی توسطپیکاسو و تا حدودی توسط ماتیس . به طور مشابه، در قرن 19 و 20، غرب تأثیرات عظیمی بر هنر شرق داشته است و ایدههای اصیل غربی مانند کمونیسم و پست مدرنیسم تأثیر قدرتمندی داشتهاند.

کلاس هنر
مدرنیسم ، جستجوی ایده آلیستی برای حقیقت، در نیمه دوم قرن بیستم جای خود را به درک دست نیافتنی آن داد. تئودور دبلیو. آدورنو در سال 1970 گفت: “اکنون مسلم است که هیچ چیز مربوط به هنر را نمی توان دیگر بدیهی انگاشت: نه خود هنر، نه هنر در ارتباط با کل، و نه حتی حق وجود هنر.” [50] نسبیگرایی بهعنوان حقیقتی اجتنابناپذیر پذیرفته شد، که به دوره هنر معاصر و نقد پست مدرن منتهی شد، جایی که فرهنگهای جهان و تاریخ بهعنوان شکلهایی در حال تغییر تلقی میشوند که تنها با شک و تردید میتوان آن را درک کرد و از آن بیرون کشید.و کنایه علاوه بر این، تفکیک فرهنگها به طور فزایندهای مبهم است و برخی استدلال میکنند که اکنون مناسبتر است که بهجای فرهنگهای منطقهای به فرهنگ جهانی فکر کنیم. [51]
مارتین هایدگر، فیلسوف آلمانی و متفکر برجسته، در کتاب خاستگاه اثر هنری ، جوهر هنر را بر اساس مفاهیم هستی و حقیقت توصیف می کند. او استدلال میکند که هنر نه تنها راهی برای بیان عنصر حقیقت در فرهنگ است، بلکه ابزاری برای ایجاد آن و فراهم کردن سکوی پرشی است که از آن میتوان «آنچه هست» را آشکار کرد. آثار هنری صرفاً نمایشدهندهی وضعیت موجود نیستند، بلکه در واقع درک مشترک یک جامعه را تولید میکنند. هر بار که یک اثر هنری جدید به هر فرهنگی اضافه می شود، معنای وجود آن به طور ذاتی تغییر می کند.
از نظر تاریخی، هنر [52] [53] [54]
()، : ً [55] ً ()، [56] [57]
[57] (). ً [58] - – [57]
[59] [60] [61] “-” [57]ً نامربوط باشد. تعبیر محدودکننده آن «از نظر اجتماعی ناسالم، از نظر فلسفی غیرواقعی و از نظر سیاسی نابخردانه» است. [57]
در نهایت، نظریه در حال توسعه پساساختارگرایی ، اهمیت هنر را در یک زمینه فرهنگی، مانند ایدهها، احساسات و واکنشهای ناشی از یک اثر، مطالعه میکند. [62] بافت فرهنگی اغلب به تکنیکها و مقاصد هنرمند تقلیل مییابد، در این صورت تحلیل در امتداد خطوطی مشابه فرمالیسم و نیتگرایی پیش میرود. با این حال، در موارد دیگر ممکن است شرایط تاریخی و مادی غالب باشد، مانند اعتقادات مذهبی و فلسفی، ساختارهای اجتماعی سیاسی و اقتصادی، یا حتی آب و جزوه اموزش هنر و جغرافیا. نقد هنری در کنار هنر به رشد و توسعه ادامه می دهد. [57]
مهارت و مهارت
همچنین ببینید: هنر مفهومی و مهارت هنری
آفرینش آدم ، جزئیاتی از نقاشی دیواری میکل آنژ در کلیسای سیستین (1511)
هنر می تواند به معنای توانایی آموزش دیده یا تسلط بر یک رسانه باشد. هنر همچنین می تواند به استفاده توسعه یافته و کارآمد از یک زبان برای انتقال معنی با فوریت یا عمق اشاره داشته باشد. هنر را می توان به عنوان عملی برای بیان احساسات، افکار و مشاهدات تعریف کرد. [63]
تفاهمی وجود دارد که در نتیجه رسیدگی به مواد با آن به دست میآید که فرآیندهای فکری فرد را تسهیل میکند. دیدگاه رایج این است که عنوان هنر ، به ویژه در معنای عالی آن، مستلزم سطح معینی از تخصص خلاقانه توسط هنرمند است، خواه این نشان دادن توانایی فنی باشد، اصالت در رویکرد سبکی یا ترکیبی از این دو. به طور سنتی مهارت اجرا به عنوان کیفیتی جدا نشدنی از هنر و در نتیجه برای موفقیت آن ضروری تلقی می شد. برای لئوناردو داوینچی ، هنر، نه بیشتر و نه کمتر از دیگر تلاشهای او، جلوهای از مهارت بود. [64] کار رامبراند ، که اکنون به [65][66] ، ً [67] [68]
-(“”) [69] (). ً [70] [71]
“” ( ) [72]
()، [72]
() “” - [73]
فهرست مطالب