سوالات نظریه های روان درمانی
اطمینان خاطر بیان کنیم که روانکاوی از هیچ درمانی برتر نیست اما نمیتوانیم نتیجه بگیریم که رواندرمانی روانکاوانه بهتر از ()
:

؛ ؟ ! ؟ ؟ () () :
: ؛ ؟ .. :
؟ ؟ ()؟ ؟ و احتمالا مجبور بود در برابر آن به عنوان یک پدر و مادر دفاع کند.
یک مورد از کرمکها نیز با خارش مقعدی مشخص میشود و کرمکها در مقعد قرار میگیرند. در واقع برای تایید این مساله ، خانم سی به او دستور داد تا مخرج مقعد دخترش را با چراغقوه معاینه کند در حالی که دخترش خواب بود. بنابراین در حالی که در یک سطح کرمکها دردناک بودند در سطح دیگر احتمال ابتلا به کرمکها میتواند خانم سی را وسوسه کند که آن لذت پنهان خاراندن یک گیاه را تمرین کند. با ضعف دفاعهای ناشی از بیماری و خستگی و با انگیزههای تهدید کننده پرخاشگری و تمایلات جنسی مقعدی که توسط کرمکها دخترش تحریک شدهبودند ، شرایط برای ظهور علائم عصبی فراهم شد که هم در برابر آنها دفاع میکردند و هم به طور غیرمستقیم به انگیزههای غیرقابلقبول خانم سی بیان میکردند.
به این نگاه کنید که علائم عصبی او چگونه باعث دفاع بیشتر در برابر انگیزههای تهدیدآمیز او شدند. دوش گرفتن های اجباری و شستن دستها ، اشتغال طولانیمدت او به نظافت را تشدید میکند. اگر خطر در آن است که کثیف باشد، پس آن را بشویید! این نشانههای اجباری تا حدی تشدید واکنش او در تمیز نگه داشتن برای کنترل امیال بازی کردن با کثیفی و دیگر نشانههای مدفوع است. اگر تمایل به آسیب رساندن به دخترش نیز در حال از بین رفتن بود ، شستن او میتوانست هم به عنوان وسیلهای برای از بین بردن خانم سی از تعامل با دخترش در صبح و هم به عنوان وسیلهای برای از بین بردن هر گونه گناه به خاطر تجاوز با شستن دستهایش از چنین افکار خونینی عمل کند. لباسها در هر گوشهای روی هم تلنبار شده بودند که خانم سی و خانوادهاش را از تماس مستقیم با اشیا مربوط به مقعد جدا میکرد.
چطور علایم روانرنجوری خانم سی دچار لذتش از خواستهها میشود؟ مراسم حموم خیلی تابلو بود، چون هر بار که جای او را در مراسم شستشو از دست میداد، مجبور بود که به تحریک مقعد خود ادامه دهد. در هنگام جدا کردن مواد کثیف مانند لباس زیر و آیتمهایی که روی زمین افتاده بودند ، خانم سی میتوانست خانه خود را نیز خراب کند. درک این که خانم سی چگونه خشم خود را نسبت به شوهرش با وادار کردن او به بلند شدن در ساعت ۵ صبح و نسبت به فرزندانش با عدم آشپزی و یا مراقبت کافی از آنها ابراز میکند، زیاد طول نمیکشد.
چرا خانم سی نمیتوانست احساسات و خواستههایش را به طور مستقیم بیان کند و بدین ترتیب از نیاز به حل و فصل عصبی اختلافات خود جلوگیری میکرد؟ اول، چنین بیان مستقیمی کاملا بر خلاف شخصیت اصلی او خواهد بود که نگران کنترل چنین انگیزههایی است. دوم، رگرسیون ناشی از تضعیف دفاعهای او باعث میشود خانم سی بیشتر در سطح فرآیند اولیه واکنش نشان دهد تا در سطح فرآیند ثانویه و منطقی. در سطح اولیه ناخودآگاه، خانم سی میترسید که کنترل شل شدن باعث شود که او تمام کنترل خود را از دست بدهد و تحتتاثیر انگیزههای خود قرار گیرد. غرق شدن در تحریک غریزی، ترس و وحشت خودش را ایجاد میکند، اما خانم سی نیز از مواجهه با خشم والدین بیش از حد خود به خاطر دختر بدی بودن که شلوارش را کثیف کرده و یا خشم خود را ابراز کرده ، وحشت خواهد کرد. در یک سطح فرافکن و ناخودآگاه ، خانم سی خود را به عنوان پدر و مادر بالغی که میتواند خشم خود را ابراز کند، تجربه نخواهد کرد، بلکه به عنوان یک نمونه سوالات روش پژوهش و ارائه با پاسخ تشریحی کوچک شدهاست که بهتر است هیچ خشم خود را ابراز نکند.
با در نظر گرفتن روانکاوی برای خانم سی، یک تحلیلگر باید کاملا مطمئن باشد که مشکل خانم سی در واقع رواننژندی وسواسی اجباری بود و نه اسکیزوفرنی شبه عصبی، که در آن نشانههای عصبی یک فرآیند روانرنجوری را پنهان میکنند. با توجه به این که او تا به حال چقدر پسرفت کرده و چقدر زندگی اش تحت سلطه نشانههای دفاعی است، ممکن است این خطر وجود داشته باشد که او را تشویق کنیم که در روانکاوی بیشتر عقبنشینی کند. اگر تحلیلگر احساس می کرد ارزیابی بیشتر گزارش های قبلی را تأیید می کند که خانم سی شواهدی از روند روان پریشی را نشان نداد ، سپس روانکاوی ممکن است ادامه یابد.
وقتی به او دستور داده میشود که بر روی مبل دراز بکشد و هر چیزی که به ذهنش میرسد بگوید، خانم سی کاملا نگران میشود که مجبور شود برخی از کنترلش را به تحلیلگر واگذار کند. واضح است که او باید به اندازه کافی اعتماد کند تا باور کند که تحلیل گر او میداند چه کاری انجام دهد و به او اجازه نخواهد داد که به طور کامل از کنترل خارج شود. مقاومت در برابر کشیدن افکارش فورا آغاز خواهد شد. ممکن بود هر وقت که نگران شده باشد، فورا به وسواس خود پی ببرد. تحلیلگر میتواند الگوی صحبت کردن خود را در مورد کرمهای صورتی، هر زمان که او مضطرب میشود، آشکار کند و سپس این الگو را به گونهای تفسیر کند که به خانم سی اجازه دهد تا آگاه شود که او از وسواس خود برای دفاع در برابر تجربه تداعیهای حتی خطرناکتر از کرمهای صورتی استفاده میکند.
علاوه بر این، روانکاو با دفاع به خوبی تثبیتشده خانم سی از جدا کردن عواطف او سر و کار خواهد داشت. تحلیلگر به آرامی با الگوی خود برای گفتن چیزی که در مورد رویدادها فکر میکند و نه آنچه که در مورد آنها احساس میکند مواجه میشود. تحلیلگر همچنین نسبت به موقعیتهایی که خانم سی بیش از حد گرم و مهربان است، بسیار حساس خواهد بود زیرا چنین حالاتی به احتمال زیاد واکنشی به احساسات واقعی او از نفرت و انزجار برای درمانگر 
؟ ”” کرد. انگیزههای جنسی و خصمانه بدون این که خانم سی از طریق انتقال عصبی به وحشت بیفتد ، زمانی که شرایط تهدید به دخالت تحلیلگر او میشد، او به آرامی آنها را تحریک میکرد.
ما با انعطافپذیری رواندرمانی روانکاوانه و روانکاوی رابطهای، بیشتر در خانه هستیم. با این حال ، ما با این واقعیت که رواندرمانی روانکاوی، مانند روانکاوی، بیش از هر روش درمانی دیگری موثر واقع نشده است، احساس راحتی نمیکنیم. قطعا نمیتوان روانکاوی کلاسیک را به مشتریان توصیه کرد در حالی که این روش پرهزینهترین و پرهزینهترین جایگزین است. روانکاوی ممکن است منبع غنی از محتوای درمانی را فراهم کند، اما هنوز هم باید یک مزیت واقعی در موفقیت بیمار ایجاد کند.
جهتگیریهای آینده
بسیاری از روان درمانگران در قرن گذشته ناقوس مرگ روانکاوی را به صدا در آوردهاند. آنها متقاعد شدهاند که روانکاوی به عنوان یک بدنه دانش و به عنوان شکلی از درمان ظاهر خواهد شد. انتقادها به روانکاوی به عنوان یک دایناسور، یک یادگار و یک گاز سوز در عصر اقدامات متقابل، این احساس تحقیر آمیز را منعکس میکنند. با این حال، ما و بسیاری دیگر با ارزیابی سیلورمن (۱۹۷۶) از نظریه روانکاوی که از آزمون معروف مارک تواین قرض گرفته شدهاست، وقتی که با گزارشها خبری از مرگ خود او مواجه شدیم، مبنی بر اینکه در گزارشها مربوط به مرگ من تا حد زیادی اغراق شدهاست، موافق هستیم.
اگرچه مفسران به صورت دورهای اعلام میکنند که فروید مردهاست، اما انتقالهای مکرر او با ترس و لرز انجام میشوند. نکته اصلی در نظریه روانکاوی معاصر، مجموعهای از گزارههایی است که پشتوانه تحقیقاتی و اجماع بالینی قابلتوجهی را ؛ ؛ ؛ ؛ ؛ - () ()