جزوه نظریه های ارتباطات
جمعی دکتر مهدیزاده علیپیام نور دهقان سورین و تانکارد آقای دکتر مرتضوی دانشگاه پیام نور رشته ارتباطات علمی کاربردی دانشگاه آزاد کاردانی کارشناسی ارشد
؟ ؟
”؟” “” ”؟” “() ” ؟
” ؟ :
• ؟ ”؟” ً • ”؟” ؟
• “؟” “؟” • ؟ ؟
”” ()” ”
: ! ():
• ().
• ().
().
• ().
• ().
• ().
• ().
• ؛ ؛ کار ، درمانجو صلاحیت ادامه اجرای راهحل را پس از پایان درمان دارد. شروع درمان به این شیوه زمانی موثر ، تمایل مراجعان را برای وابسته شدن به متخصص درمانگر که میتواند علل اختلالات خود را درک کند و بهترین راهحلهای درمانی را در جلسات درمانی به کار گیرد ، محدود میکند. درمان راهحل محور واقعا مختصر است. تعداد متوسط جلسات بین سهتا پنج جلسه است. مطالعه ۲۷۵ مراجعهکننده به مرکز خانواده درمانی مختصر در میلواکی منجر به توزیع زیر در طول درمان شد:
تعداد جلسات تعداد نمونهها درصد نمونهها
همانطور که دیده شد ، بیش از ۸۰ % بیماران برای ۴ جلسه یا کمتر با میانگین تنها ۲.۹ جلسه مراجعه کردند. در سایر محیطهای بالینی نیز ، بیمارانی که درمان مختصر راهحل محور را دریافت میکنند ، به طور متوسط تنها برای دو یا سه جلسه دیده میشوند. درمان راهحل محور تقریبا در تمام اختلالات رفتاری و در تمام شیوههای درمانی به کار گرفته شدهاست. روشهای آن اغلب در مشاوره مربی گری ، نظریه های ارتباطات و سو مصرف مواد به کار میروند. در واقع ، درمان متمرکز بر راهحل مساله نوشیدن بسیاری از اشتراکات را با مصاحبه انگیزشی به اشتراک میگذارد (که در فصل ۵ بررسی شد). تمرکز مختصر به ویژه برای درمان مشکلات ملایم و اختلالات سازگاری ارزشمند است اما برای بیماران روانی مزمن نیز توصیه شدهاست. مفاهیم اساسی با استفاده از آنچه که در حال حاضر در جزوه نظریه های ارتباطات کار است ، استفاده از نقاط قوت موجود ، صحبت کردن در زبان راهحل و گوش دادن به باورهای درمانجو در محیطهای بستری با بیمارانی که از نظر تاریخی به عنوان بیکفایت درمان میشوند ، اعمال میشوند.
اگرچه درمان راهحل محور در ابتدا به عنوان یک خانواده درمانی در موسسه تحقیقات روانی در پالو آلتو ، کالیفرنیا (فصل ۱۲ را ببینید)و در مرکز خانواده درمانی مختصر در میلواکی ، ویسکانسین آغاز شد اما اکنون به طور گستردهای در قالب فردی نیز به کار گرفته میشود.
روایت درمانی
درمانگران راهحل محور معتقدند که درمانجویان آینده خود را با دنبال کردن اهداف در حال حاضر میسازند ، در حالی که درمانگران روایت محور ادعا میکنند که درمانجویان گذشته خود را با گفتن داستان در حال حاضر میسازند. گذشته میتواند با ساخت روایات یا داستانهای جدید تغییر کند. شاهد این باشیم که چگونه تاریخ ایالاتمتحده با روایتهای نوشته شده توسط و در مورد زنان ، بومیان آمریکایی و آفریقایی آمریکایی که داستانهایشان زمانی از کتابهای تاریخ ما حذف شدهبود ، تغییر میکند.
ممکن است یک واقع گرا یا یک تجربه گرا استدلال کند که نمیتوان واقعیت گذشته را تغییر داد. چیزی که بود ، بود. پاسخ ساده ، به روایات پاسخ دهید. تشخیص دهید که “آنچه بود” چیزی است که کتابهای تاریخ به ما میگویند. شما میتوانید کتابهای تاریخ را بشناسید اما تاریخ را نمیتوانید بدانید. و کتابهای تاریخ در حال بازنویسی شدن هستند به طوری که مردم بیشتر و بیشتری آزادی خود را برای گفتن داستانهایشان ادعا میکنند.
درمانگران روایت ، ضدواقعگرا هستند. آنها باور دارند که هیچ واقعیت عینی پشت داستانهای ما وجود ندارد. “واقعیت” که ما در آن وجود داریم داستانهای ما است. تاریخ و داستان ، واقعیت هر درمانجو منحصر به فرد ، شخصی ، ذهنی و خوشبختانه ، آماده برای تغییر است.
نظریههای شخصیت و روانشناسی
نظریههای شخصیت و آسیبشناسی روانی داستانهایی هستند که روان درمانگران درباره نظریه های ارتباطات خود میگویند. متاسفانه ، چنین نظریههایی میتوانند داستانهایی باشند که درمانگران بر درمانجویان خود تحمیل میکنند. چنین فرضیات یا تفاسیر نظری میتواند در بهترین حالت ظالمانه و در بدترین حالت مخرب باشد. برای چندین دهه ، مردان درمانگر سعی کردند زنان را متقاعد کنند که دچار “حسادت آلت تناسلی” شدهاند. داستان زنانه “حسادت رای دادن” ، “حسادت شغلی” ، “حسادت حقوق و دستمزد” و “حسادت قدرت سیاسی”. برای مدت طولانی سو استفاده جنسی در دوران کودکی با توجه به نظریه غالب که معتقد بود چنین رویدادهایی خیالپردازیهای دوران کودکی براساس آرزوی کودک برای انجام رابطه جنسی با والدین است ، تفسیر شد. داستان حرفهای در مورد افراد همجنس باز و همجنس باز این بود که آنها اختلالات DSM انحراف جنسی بودند.
جای تعجب نیست که درمانگران روایی نظریههای تجربی شخصیت و جزوه نظریه های ارتباطات روانی را رد میکنند. تکبر حرفهای برای درمانگرها این است که باور کنند میتوانند به مردم بگویند که چه کسانی هستند. درمانجویان باید آزاد باشند تا به ما بگویند که چه کسانی هستند و میخواهند چه کسانی باشند. نظریهها ظالمانه هستند؛ آنها به دنبال تحمیل یک دیدگاه بر همه افراد هستند. نظریهای که به شکل واقعیت ظاهر میشود به همان اندازه ظالمانه است. هیچ حقیقتی وجود ندارد. تنها داستانهایی هست که ما در مورد واقعیت میگوییم.
گفته میشود واقعیت تجربی عینی و ثابت است ، به طوری که همه ما میتوانیم در نهایت به یک واقعیت برسیم. آیا این به این معنی است که وقتی “حقیقت” در مورد یک شخصیت سالم شناخته شود ، برای مثال ، همه ما تلاش میکنیم که یک شخص باشیم؟ چنین شبیهسازی روانی از انسان باید به عنوان غیر اخلاقی بودن همانند شبیهسازی بیولوژیکی انسان دیده شود. آنچه جهان به آن نیاز دارد تنوع است ، نه هویت. حتی دوقلوهای همسان هویت یکسانی ندارند ، همان شخصیت. هر کدام داستان منحصر به فرد خود را برای گفتن دارند ، درست همانطور که هر درمانجو داستان منحصر به فرد خود را برای گفتن دارد. اگر بخواهیم آزادی و فردیت درمانجویانمان را حفظ کنیم ، آن وقت با رد یک تجربهگرایی امپراطوری شروع میکنیم که همان واقعیت را بر همه ما تحمیل خواهد کرد.
یکی از شگفتیهای روایات این است که آنها باز ، در حال پیشرفت و هرگز پایانی نیستند. روایات تاریخی و روایات علمی باز ، در حال پیشرفت و در حال تغییر هستند. همانطور که داستانهایمان تغییر میکنند ، ما هم تغییر میکنیم. ببینید جامعه ما چگونه تغییر کردهاست همانطور که زنان ، اقلیتها و دیگر مردم ستمدیده در ملا عام داستانهای خود را گفتهاند.

دانلود رایگان خلاصه کتاب نظریه های ارتباطات
اگر میخواهید هویت خود را بدانید ، واقعیت هویت خود را نظریه های ارتباطات، به نظریه فرد دیگری رجوع نکنید. به فصل بعدی داستان خود بازگردید.
به جای نظریههای شخصیت و آسیبشناسی روانی ، درمانگران روایی ما را تشویق میکنند که به داستانها تکیه کنیم. داستانها زندگی را آینه نمیکنند؛ اونا شکل را شکل میدن. درمانگران روایت مانند منتقدان ادبی خوب ، به ما کمک میکنند تا معانی جدید و تفاسیر جدیدی درباره اینکه چه کسی هستیم ، چه کسی بودهایم و چه چیزی میتوانیم باشیم ، بسازیم.
فرآیندهای درمانی
از آنجا که تجربه ما از مشکلات تابعی از داستانهایی است که ساختهایم ، حل مشکلات ما از واسازی داستانهای قدیمی و ساخت داستانهای جدید پدیدار میشود. روایتهای درمانی باید آگاهانه به عنوان داستانهای رهاییبخش ساخته شوند.
مایکل وایت ، پیشگام روایت درمانی ، خود را از شغل اصلی خود به عنوان طراح مکانیکی رها کرد و هویت جدیدی را به عنوان یک فعال اجتماعی با علاقه خاص به خانواده درمانی ایجاد کرد. به دنبال جذب اولیه او به تفکر سایبرنتیک گرگوری باتسون (فصل ۱۲) ، وایت با روشهای ساخت معنا و هویت توسط مردم درگیر شد. او یک رویکرد داستانی به نظریه ادبی ، فلسفه پستمدرن و عمل رواندرمانی ارائه کرد. قبل از مرگ او در سال ۲۰۰۸ ، کتابهای متعدد وایت ، از جمله داستان برای اهداف درمانی و عملکرد بالینی او در جنوب استرالیا ، فرایندهای تغییر افزایش آگاهی ، انتخاب و مقابله با شرایط را ادغام کردند.
افزایش آگاهی
؟ ؟ ؟ () ؟ ؟
” ؛ ”
؟ ؟ ؟ کنترلها در جلوی در کنترل میشوند و مردم به صورت ناگهانی ، جنسی و فریبنده بالا میروند. به تعویق اندازی من مستلزم این است که برای هر مقاله و برنامهای دیر برسم و با به تعویق انداختن خواستههای دیگران تا جایی که میتوانم ، بر علیه قوانین دیگران شورش کنم. با ترسیم تاثیر این ویژگی کلیدی در زندگی ما ، ما میتوانیم به طور ملموستر درک کنیم که چگونه با توصیف ، خواستهها و دلسردی مشکلات خود تعیین شدهایم. اما ما همچنین میتوانیم به دنبال نتایج منحصر به فرد و غیر منتظره نظریه های ارتباطات. چه زمانی در برابر دعوت مشکل برای تبدیل شدن به بخشی از آن مقاومت کردیم؟ چه چیزی بود که ما جزوه نظریه های ارتباطات یا قهرمان بودیم ، وقتی که ما اهریمن را شکست دادیم؟ چه زمانی از شر مشکل خود خلاص شدیم ، کجا از سلطه و ظلم مساله جان سالم به در بردیم؟ آیا ما به آرامش و امنیت مشکل خود عقبنشینی کردیم؟ آیا ما از آزادی ، از مسئولیت نوشتن یک زندگی جدید فرار کردیم؟
انتخاب
آیا ما آماده طرح یک داستان جایگزین هستیم؟ همان طور که توطئههایی علیه ما وجود داشتهاست ، برای سرکوب تمایلات جنسی مان و یا برای سرکوب اصالتمان ، بنابراین ما نیز میتوانیم توطئههایی به نفع خود ایجاد کنیم. ما میتوانیم انتخاب کنیم که گفتمانهای غالب را با صدای خودمان ، کلمات خودمان و امتیاز شخصی مان سرنگون کنیم. به عنوان مثال ، نگاه داشتن یک مجله ، یک انتخاب است که تصریح میکند کلمات ما مهم هستند ، تجربیات ما معنادار هستند. نوشتن نامه به والدین بدون نگرانی در مورد ارسال آنها میتواند ما را آزاد کند تا به بخشهایی از ما که برای مدت طولانی حذف شدهاند معنی بدهیم. فرد بالغ در ما ، فرد ”” : ()”” “” ؛ :
فهرست مطالب