جزوه جامعه شناسی فرهنگی
دانلود فایل
نسرین دانایی کارشناسی ارشد جمال محمدی دانشگاه پیام نور محمدعلی جهانبخش کاردانی سولماز حشمتی برای آزمون استخدامی رشته جامعه شناسی علمی کاربردی جوان گلستانی
»« (). ()، »«، ()() »«، : 
– – » « (( :، »« (: ( : »«، – – »« »)«: .(
: »][ نیست…کوشش در راه محدود کردن معنای آن بدین میماند که بخواهیم هوا را در چنگ بگیریم.
آدمی در مییابد که هوا همه جا هست جز در چنگ آدم« (لاول، : نقل از بارنارد، .( : سخن
-او اضافه می کند که» این پیچیدگی تا اندازه ای به خاطر سیر پیچیده ی تحولاتاریخی آن در بسیاری از زبان های اروپائی است اما عمدتا از این واقعیت نشأت می گیرد که فرهنگ در حوزه های متعدد فکری، مترادف مفاهیم مهمی بکار رفته است و بسیاری از نظام های فکری متضاد آن را بکار گرفته اند« (ویلیامز، : نقل از باکاک،.( :
مارگارت آرچر به عنوان یکی از معاصر نیز، بهتر و دقیق تر از لاول دشواری مسیر را نشان می دهد. آرچر بر این گمان است که مفهوم فرهنگ »کمترین حد از رشد تحلیلی را در میان مفاهیم کلیدی جامعه شناسی نشان میدهد و نقش را در جامعه شناسی ایفا کرده است)«آرچر، : نقل از ایگلتون، .( : آرچر منظور خود را بطور کاملتر توضیح ، او می گوید که: -» در سطح توصیفی، ایده فرهنگ بیش از حد مبهم باقی مانده است. با وجود کمترین شبهه در مورد محوری بودن آن…از نظر به خاطر چنین ضعفی در ، هنوز واحدی برای توصیف فرهنگ وجود ندارد. – در سطح تبیینی، مقام فرهنگ بین اینکه یک متغیر مستقل اساسی، قدرت فرادست جامعه و اینکه یک متغیر وابسته در نهادهای اجتماعی است در نوسان می باشد. از این جهت در نظریه های جامعه شناختی مختلف، فرهنگ از یک محرک اولیه تا نقطه مقابل که به یک عنصر ثانویه و پسمانده تقلیل در نوسان است« (آرچر، : نقل از چلبی، .( :
اظهارنظر این ، بویژه خانم آرچر، کاستیهای تعاریف و نظریه پردازی های فرهنگ را به خوبی روشن میکند.
ایده فرهنگ در سطح توصیفی و تبیینی مبهم مانده است. از نظر آرچر، ریشه این ابهام در مفروضات مربوط به »اسطوره انسجام فرهنگی« نهفته است: »که فرهنگ را به عنوان یک نظام کاملا منسجم به تصویر میکشد« (چلبی، .( : به نظر وی، چنین اسطورهای باعث نوعی انسداد فکری میگردد. فرهنگها در عالم واقع ممکن است انسجام نداشته باشند، اما اسطوره انسجام فرهنگی که در کار مانند مالینوفسکی، بندیکت، شاپیرو، کروبر و داگلاس بازتاب یافته بر این پنداشت تأکید دارد. این پنداشت نیز مانع کشف ناهمگونیهای فرهنگی . »این پنداشت مرکزی از فرهنگ به عنوان یک کل منسجم در تاریخی گری آلمان زمینه دارد و از آنجا تا پژواک میکند. مالینوفسکی از فرهنگ به عنوان کل بهم پیوسته خود را در »فرهنگی« روت بندیکت، »سبک فرهنگی)«مه یر)شاپیرو، »رسوم (و خلقیاتِالگو ها یا)انگارههایفرهنگِ کل« کروبر تقویت و از آن طریق در ایده یک» جهان منسجم منفرد مادی« داگلاس خود را باز . دو خصلت این میراث باید مورد تأکید قرار گیرد. از یک طرف گرایش زیباشناختی قوی آن، به جای گرایش تحلیلی که منجر به تقویت تفسیرشناسی هنری به عنوان روش درک ماهیتهای درونی
– تأکید بر روی گرایش یا بعد زیبا شناختی، و یا مفهوم زیبا شناختی فرهنگ بعدها نیز در بررسی های جامعه شناختی فرهنـگ اسـتمرار پیـدا کـرد. حتـی مارک جیکوبز و نانسی ویس هانراهان در(کتاب) راهنمای جامعه شناسی دانلود رایگان جزوه جامعه شناسی فرهنگی pdf همین رویکرد و مفهوم زیبا شناختیِ فرهنگ مقـالات و نوشـته هـای قریب به سی جامعه شناس را گردهم آوردند(.(Jacobs & Weiss Hanrahan, : حتی در رهیافت جامعه شناسی فرهنگی ما مـی تـوانیم گـرایش نیرومند زیباشناختی را ببینیم(برای توضیح بیشتر ر.ک:آزادارمکی تقی و سید حسین نبوی ، بسوی درک زیبا شناختی از فرهنگ : نظریـه »برنامـه قـوی« در جامعه» شناسی فرهنگی« جفری الگزاندر-در دست انتشار).
کلیتهای فرهنگی شده است. از طرف دیگر این رهیافت؛ از فرهنگ درک شهودی دارد و بر این پیشداوری استوار است که فرهنگ منسجم است و این انسجام را باید کشف نمود. این خود انسداد فکری است در مقابل کشف ناهمگونیهای فرهنگی)«آرچر: نقل از چلبی، .( :
از این رو مطابق با استدلال آرچر، با پیش فرض انسجام فرهنگی باید با تأمل بیشتری برخورد کرد. بویژه در شرایط حاضر که انواع سازوکارها، از رسانه ها گرفته تا تغییر نسلها و … که همگی باعث میشوند هنجارها و ارزشهای جدیدی در درون فرهنگهای سنتیتر تولید یا بازتولید شوند و انسجام را هرچه بیشتر کمرنگتر کنند. ثانیا میتوان در عین حالی که از صورتبندیها و تعاریف انسان شناختی از فرهنگ بهره گرفت، عمدتا بر تعاریف و رویکردهای جامعه تأکید گذارد که فرهنگ را به عنوان متغیر مستقل در نظر میگیرند. به عبارت دیگر، صورتبندیها و تعاریفی که در زیرشاخه جامعه شناسی فرهنگ نمیگنجند و بلکه در زیرشاخه جامع هشناسی فرهنگی و نیز در حوزه مطالعات فرهنگی میگنجند مورد توجه قرار گیرند. این راهبرد دوم میتواند از ابهام مورد نظر آرچر در سطح تبیینی بکاهد و یا اینکه مانع از آن شود.
اکنون با این مقدمه، میتوان به سراغ تلقیها و برداشتهای مختلف از فرهنگ رفت. با این حال، بهتر است که این بررسی از نیمه راه آغاز نشود بلکه از همان ابتدا، یعنی از حدود سال که مطابق با نظر داریوش آشوری »واژه کولتور در مورد جامعه های بشری« (آشوری، ( : برای نخستین بار در زبان آلمانی بکار بسته شد، و چه بسا زودتر از آن،آغاز گردد.
بستر تاریخی تحول ایده فرهنگ
از نظر ریشه شناسی ، واژه فرهنگ یا culture در زبان های اروپائی در قبل از قرن شانزدهم که معنای متفاوتی از این واژه شکل گرفت، وجود داشته و در واقع مسبوق به سابقه طولانی تری است. این واژه از کلمه لاتین cultura (بنتون، بارنارد، آشوری) یا colere (ایگلتون) گرفته شده و »در اصل به معنای کشت و کار یا پرورش بوده است)«آشوری، .( : به نظر آشوری »این معنا هنوز در واژههای agriculture (کشاورزی) و horticulture (باغداری)، cult و cultus (آیین) برجاست و در صورتهای تازه مانند bee culture (پرورش زنبور)، culture ogster (کشت صدف)، pearl culture (کشت مروارید) و bacillus culture (کشت باسیل) به همان معنا بکار میرود)«همان).ایگلتون اضافه میکند که »یکی از معانی اصیل آن دامداری (husbandry) یا همان اقدام به پرورش طبیعی است« و »همین را میتوان پیرامون کلمات مربوط به قانون و دادگستری و نیز جزوه جامعه شناسی فرهنگی چون »سرمایه«،
-در واقع بهتر است گفته شود که جامعه شناسی فرهنگی گوئی در مقام حل چنین مسئله ای پدید آمده و تحول یافته است. (برای توضیح بیشتر ر.ک به مقاله فوق به ویژه به طرح مسئله آن : بسوی درک زیبا شناختی از فرهنگ).
»سهام«، »پولی(pecuniary) « و »استرلینگ« گفت. واژهی coulture که هم ریشه »فرهنگ(culture) « است به معنای تیغه گاو آهن )«ایگلتون، .(: ایگلتون معتقد است که »ریشه لاتین کلمه »فرهنگcolere « است که بسیاری معانی، گرفته از پرورش و سکنا (inhabiting) تا نیایش (worshiping) و محافظت (protecting)، را داراست. »سکنا« در حکم یکی از این معانی از واژه لاتین colonus ریشه گرفته و خود بعدها به کلمه امروزین »استعمار(colonialism) « انجامیده است. ولی colere همچنین، از راه واژهی cultrs در لاتین به کلمه »کیش« ][)«(- ()، – – : »() « ((- :
()»»«»() «، »() « « ((: »() )«( : »»« « (). »)«).
»« (( ( /$) : »«، »«، »«، »« ((-
»»« »« « (). () (»(« »« »« ، »« »« »« »« ().
ِ »«، »« »« () »)«( »«»« »« »« (( »« ().»« »»« « (( : -»»« »« »« : )«:، ).( : : (( (
»»« جای آن را گرفته است« (همان). پذیرفته شدن واژه فرهنگ در آلمان و تحول جزوه جامعه شناسی فرهنگی آن تنها به سبب نفوذ روشنفکران آلمانی و استعمال آن توسط طبقات بالا نبود، بلکه مطابق با نظر نوربرت الیاس »سبب این توفیق، پذیرفتن واژه از سوی بورژوازی روشنفکران آلمان و کاربرد آن بوسیله این بورژوازی در مخالفت با اشرافیت دربار است« (همان). جدا بودن اشرافیت در آلمان از طبقات متوسط اجتماعی باعث کینهای توسط روشنفکران آلمانی بویژه در نیمه دوم این قرن میشود. آنها بدنبال این هستند تا »ارزشهای به اصطلاح »معنوی« خود را که بر علم، هنر، فلسفه و نیز دین مبتنی است در برابر ارزشهای اخلاقی اشرافیت قرار دهند. به نظر آنان تنها ارزشهای معنوی معتبر و شایسته و عمیق هستند و ارزشهای اخلاقی سطحی و عاری از هر گونه « (همان). این روشنفکران که شاهزادگان و اشراف را سرزنش ، واژه و مفهوم فرهنگ را در برابر تمدن بکار گرفته و در جزوه جامعه شناسی فرهنگی این دو واژه، یعنی فرهنگ و تمدن، که گاهی در فرانسه معانی نزدیک به همی را پیدا میکردند، به روشنفکران آلمانی امکان میداد تا تفاوت نظام ارزشی خود را نظام ارزشی اشرافیت دربار متمایز کنند: »آنچه که با اصالت پیوند دارد و به غنای فکری و معنوی کمک میکند با فرهنگ در ارتباط شناخته خواهد شد، بر عکس آنچه که جز ظاهری درخشنده و ظرافت سطحی نیست به تمدن تعلق دارد. بنابراین فرهنگ در برابر تمدن قرار میگیرد. همان گونه که ژرفا در برابر سطح و ظاهر قرار میگیرد. در نظر قشر روشنفکر بورژوازی آلمان، اشرافیت دربار اگر هم متمدن است اما از فرهنگ به است)«همان، .(
یکی از روشنفکرانی که در چنین شرایطی بطور خاص و منظم درباره فرهنگ به اندیشه پرداخت، یوهان گوتفرید هردر، فیلسوف، یزدانشناس و شاگرد کانت است که طی سالهای تا در آلمان میزیست. چنان که دنی کوش نوشته »»« )«( »« (( : »« »« »« ((»)«). »- – )«( :
– – »() « (( »: )«( : »»« »« )«( »)«).
فهرست مطالب