پرش به محتوا

جزوه مبانی مدیریت رایگان pdf

  • از

جزوه مبانی مدیریت

دانلود فایل

 

 

دکتر خلاصه کتابئیان پیام نور آزاد کارشناسی ارشد علمی کاربردی رشته مدیریت

 

 

 

 

 

 

مقررات اساساً شامل مجاز یا ممنوع کردن فعالیت‌ها در اقتصاد از طریق ‌- – ً : ً ً ً ؟
ً ً ‌ً مبانی مدیریت

(). ً ؟ ‌‌().
«» «» ‌‌‌‌‌‌‌() ()، () ‌‌‌«» – – «» ‌«‌‌‌‌». «» ‌ً ‌‌‌‌‌‌- ‌‌- ‌‌‌«» (-).
: () () () ‌‌() ‌‌ 

 

‌‌‌: – ‌‌‌‌‌‌‌(). ً ()، ‌‌().
ً ‌‌- – یا اجتماعی باشد، با هدف تشویق تجارت و سایر بازیگران اقتصادی به انجام برخی فعالیت ها و اجتناب از سایرین. مقررات اجتماعی معمولاً به عنوان تلاش برای محافظت از منافع شهروندان و مصرف کنندگان، به ویژه در مورد استانداردهای کیفیت، سطوح ایمنی و کنترل آلودگی دیده می شود. مقررات بخش تجاری گسترده است: مقررات مالی وجود دارد که می تواند شامل نرخ بهره، نرخ ارز، سرمایه گذاری خارجی و همچنین مقررات شرکتی گسترده تر، از جمله قوانین ثبت شرکت باشد. اغلب مقررات قیمت، تنظیم کمیت، تنظیم کیفیت و استانداردهای مختلف محصول یا بسته بندی وجود دارد. جزوه مدیریت استراتژیک تکنولوژی خاص اغلب دارای مجوز هستند و مشاغل باید از استانداردهای بهداشت حرفه ای، ایمنی و محیط زیست پیروی کنند. در نهایت، معمولاً نوعی سیاست رقابت یا قوانین ضد انحصار برای اجرای رقابت در بازارهای خصوصی و جلوگیری از هرگونه گرایش به تبانی و انحصار وجود دارد.
در مورد نقش مقررات در اقتصاد اختلاف نظر وجود دارد. با وجود تمام قوانین دولتی که در مورد بخش خصوصی اعمال می شود، جای تعجب نیست که بخشی از اصلاحات در بخش دولتی در سال های اخیر بهبود ترتیبات نظارتی بوده است. این احساس گسترده وجود دارد که مقررات بیش از حد وجود دارد و مقررات بیش از حد مزاحم شده اند و خفه کننده هستند.
83 نقش دولت
کسب و کار و به طور غیرمستقیم بر رقابت تأثیر می گذارد. تغییرات در مقررات و سیستم نظارتی بخشی از دستور کار مدیریتی است. بسیاری از مقررات اقتصادی، یعنی مقرراتی که صراحتاً بر تصمیمات ورود، عرضه یا قیمت گذاری در بخش خصوصی تأثیر می گذارد، قبلاً در تعدادی از کشورها حذف یا تجدید نظر شده است.
از کدام تابع استفاده کنیم؟
در مورد اینکه کدام ابزار سیاست دولت ارجحیت دارد، پاسخ ساده ای وجود ندارد. ابزارهای مختلف توسط نظریه های خاص و در زمان های مختلف مورد استناد قرار گرفته اند. کشورهای بدون سابقه تدارکات دولتی، به ویژه ایالات متحده، سابقه طولانی در مقررات دولتی دارند. بسته به اینکه در عمل چقدر مقررات سختگیرانه وجود دارد، یک دولت می تواند تقریباً به همان اندازه مداخله گر باشد که گویی خودش کالا یا خدماتی را ارائه می کند. همچنین، ابزارهای سیاست عمومی لازم نیست متقابلاً منحصر به فرد باشند. ترکیبات ممکن است، با ترکیب دقیق بین کشورهای مختلف متفاوت است.
با این حال، دلایلی وجود دارد که نشان می دهد در حال حاضر یک تغییر عمده در ابزار ترجیحی دولت در حال وقوع است. در سال‌های اخیر، با کاهش بودجه کاملاً کلی، از تدارک دولت دور شده است. این انتظار وجود دارد که کاهش های بیشتری در پی داشته باشد و بعید است که هیچ گونه گسترش جدی تدارکات دولت وجود داشته باشد. همچنین در نحوه ارائه خدمات دولتی تفاوت وجود دارد که کمتر اتفاق می افتد.
از طریق خدمات عمومی و اغلب از طریق بخش خصوصی یا داوطلبانه، از طریق قراردادها. تغییر به قراردادها نباید به عنوان کاهش پیش بینی تلقی شود. بلکه تغییری از تحویل توسط خدمات عمومی به ارائه توسط بخش خصوصی یک خدمات دولتی است.
همچنین تغییر عمده ای از تولید عمومی کالاها و خدمات از طریق خصوصی سازی وجود دارد (فصل 5). به عنوان ابزار سیاست دولت، ایده تولید قطعاً در دهه 1980 مورد پسند خود قرار گرفت و خصوصی سازی گسترده به دنبال آن انجام شد. با این حال، مقررات عمومی افزایش یافته است، با تغییر ویژگی آن از نقش محدودکننده مقررات، که اغلب ضد رقابتی بود، به سمت مقررات طرفدار رقابت برای مجبور کردن بخش خصوصی به کارآمدتر شدن از طریق رقابت.
مراحل مداخله دولت
دولت ها چه باید بکنند؟ شاید قدیمی ترین بحث مستمر در فلسفه سیاسی باشد، حتی اگر جزوه مبانی مدیریت  در مورد نقش اقتصادی دولت جدیدتر باشد. میزان دخالت دولت، از بسیاری جهات، اساسی ترین شکاف ایدئولوژیک است. می‌توان پیوستاری را بین آن‌هایی که در راست افراطی هستند تصور کرد، که با وجود مساوی بودن سایر موارد، از حداقل مطلق دخالت دولت حمایت می‌کنند. و چپ افراطی که طرفدار دخالت کامل دولت در اقتصاد هستند (دانز، 1957).
استدلال می‌کند که باید افراد را رها کرد تا خودشان تصمیمات اقتصادی بگیرند، در حالی که چپ معتقد است که تنها اقدام جمعی و مالکیت یا مداخله دولت می‌تواند مشکلات اجتماعی و نابرابری‌های ذاتی سرمایه‌داری را حل کند. به طور کلی رژیم های چپ طرفدار دخالت بیشتر دولت در تولید هستند در حالی که رژیم های راست طرفدار کمتری هستند.
مناظره سیاسی معمولاً با فاصله ای از هر انتهای پیوستار صورت می گیرد. با این حال، در زمان های مختلف در جوامع غربی در طول دو قرن گذشته، آونگ دخالت دولت بین نقاط مختلف آن در نوسان بوده است. در آن دوره چندین مرحله اصلی دخالت دولت در جامعه وجود داشته است.
جامعه لایسزفر
برای اهداف کنونی، اواخر قرن هجدهم نقطه شروع معقولی برای بحث درباره نقش دولت در اقتصادهای مختلط است. این مرحله نهایی مرکانتیلیسم بود، زمانی که در آن دولت‌ها عمیقاً درگیر جزئیات اقتصاد بودند. مقررات به ویژه در جهت توسعه ثروت و قدرت ملت از طریق محدود کردن تجارت خارجی بود، اما آنها همچنین مستلزم مقررات داخلی برای اهداف ملی بودند. هدف کلی استفاده از دولت برای پیشبرد اهداف اقتصادی کشور بود، اما با مجموعه ای از تصمیمات موقت به جای یک برنامه روشن و منسجم. نقش مرکانتیلیست برای حکومت بزرگ و مداخله گر بود. به عبارت دیگر، بخش سیاسی جامعه بر اقتصاد مسلط بود.
به عنوان واکنشی علیه این نوع جامعه، آدام اسمیت در سال 1776، ثروت ملل را نوشت، که در آن، علاوه بر حمایت از تجارت آزاد بین ملت‌ها، نقش بسیار کاهش یافته دولت را نیز مطرح کرد. به گفته اسمیت (1976، صفحات 208-9)، “وظایف حاکم” – به عبارت دیگر، نقش دولت – به شرح زیر بود:
اول، وظیفه حفاظت از جامعه از خشونت و تهاجم سایر جوامع مستقل. ثانیاً، وظیفه حفظ تا حد امکان از تک تک افراد جامعه از ظلم یا ظلم به سایر افراد جامعه، یا وظیفه برقراری دقیق عدالت. و ثالثاً، وظیفه ایجاد و نگهداری برخی از آثار عمومی و برخی مؤسسات ملی که هرگز نمی تواند برای مردم باشد.
علاقه هر فرد یا تعداد کمی از افراد برای برپایی و نگهداری؛ زیرا سود هرگز نمی تواند هزینه را به هیچ فرد یا تعداد کمی از افراد بازپرداخت کند، اگرچه اغلب ممکن است بسیار بیشتر از بازپرداخت آن به یک جامعه بزرگ باشد.
چندین ایده کلیدی در مورد نقش بخش عمومی وجود دارد، از جمله آغاز نظریه کالاهای عمومی.
اسمیت مطمئناً نقش کمتری را برای دولت نسبت به آنچه در آن زمان وجود داشت در نظر می گرفت. اولین وظیفه – دفاع – همیشه نقش دولت بوده است، حتی دلیل اصلی وجود دولت ها. وظیفه دوم – ارائه نظام قوانین – دو جنبه اصلی دارد. این گسترش دفاع است.
85 نقش دولت
نقش در داخل کشور؛ یک جامعه باید از خود در برابر کسانی که مایل به رعایت قوانین آن نیستند محافظت کند. نقش بازار نیز دارد. سیستم بازار آزاد که اسمیت از آن حمایت می‌کرد به سیستمی از قوانین برای اجرای قراردادها و محافظت از دارایی نیاز دارد. وظیفه سوم بسیار پیچیده تر است. کالاهای خاصی وجود دارد که دولت می تواند به نفع جامعه به عنوان یک کل ارائه کند، اما به سختی می توان راهی برای پرداخت آن از سوی ذینفعان مستقیم، مانند جاده ها یا پل ها، ابداع کرد. این کالاها که بعداً “کالاهای عمومی” نامیده می شوند، به بهترین وجه توسط دولت تهیه می شوند. مشخص جزوه مبانی مدیریت اینکه دقیقاً کدام فعالیتها در سومین نقطه قرار می گیرند آسان نیست، اما بسیاری از آنچه ما اکنون می گوییم «زیرساخت به وضوح قرار بود از نظر اسمیت، مانند آموزش حداقل یک نوع ابتدایی، شامل شود.
به غیر از این کارکردهای نسبتاً حداقلی، نقش مطلوب دولت از نظر اسمیت این بود که تا آنجا که ممکن است به سادگی از زندگی اقتصادی دور بماند. فرآیندهای بازار به خودی خود منجر به نتایج کلی بهتری نسبت به نتایجی می شود که توسط دولت به دست می آید. مبنای این نظریه برعکس مرکانتیلیسم است. سیاست و نهادهای دولتی صرفاً اهمیت کمتری نسبت به تلاش برای بهبود خود از طریق سیستم اقتصادی داشتند. دولت باید صرفاً تسهیل کننده بازار باشد و با اکراه و تنها به عنوان آخرین راه چاره وارد عمل شود. اهمیت اسمیت این است که دیدگاه های او تا به امروز از تداوم قابل توجهی برخوردار بوده است. اقتصاددانان نئوکلاسیک یا لیبرتارین اواخر قرن بیستم (فریدمن و فریدمن، 1980) مطمئناً اسمیت را تأثیر کلیدی بر ایده های خود می دانستند.
ظهور دولت رفاه
در قرن نوزدهم، به ویژه در بریتانیا، تلاش جدی برای ایجاد نوعی دولت حداقلی مورد حمایت اسمیت و پیروانش صورت گرفت. با این حال، اگرچه استانداردهای کلی زندگی در بریتانیای دوره ویکتوریا به شدت افزایش یافته است، اما عوارض جانبی ناگواری از جمله استثمار کار کودکان، مسکن نامناسب و بهداشت عمومی ضعیف وجود دارد. مارکس و دیگران در اواسط قرن نوزدهم استدلال کردند که تضادهایی در درون سرمایه داری وجود دارد که به طور غیرقابل برگشتی منجر به استثمار کارگران می شود، تا حدی به عنوان واکنشی به افراط در سرمایه داری لاسه فر بود. در اواخر قرن نوزدهم، آنچه بعداً به عنوان «دولت رفاه» شناخته شد، پدید آمد تا با برقراری مجدد مسئولیت دولت در قبال رفاه شهروندان، برخی از بدترین افراط‌های سرمایه‌داری را کاهش دهد.
دولت رفاه معمولاً در آلمان در دهه 1880 آغاز شد، زمانی که صدراعظم اتو فون بیسمارک، اگرچه محافظه‌کار سرسخت بود، مزایای انتخاباتی را در گسترش رفاه دید. انگیزه اصلی در آلمان مقابله با خطر نظم سیاسی و اجتماعی ناشی از جنبش کارگری سوسیالیستی بود که توسط برخی معاصران به عنوان یک تهدید انقلابی تلقی می شد (ریتر، 1983، ص 131). بیسمارک می‌گوید: «کسی که در دوران پیری خود مستمری دریافت کند، بسیار راضی‌تر و راحت‌تر از مردی که هیچ چشم‌اندازی برای آن ندارد، مراقبت می‌شود.
86 مدیریت گرایی و مدیریت دولتی
او خاطرنشان کرد که چنین حقوق بازنشستگی به «حتی افراد عادی» می آموزد که به امپراتوری به عنوان یک نهاد خیرخواهانه نگاه کنند.
در اتخاذ چنین برنامه هایی مزایای انتخاباتی بدون شک وجود داشت، با پذیرش آنها احتمالاً مربوط به تمدید حق رای دادن است. وعده و ارائه خدمات به مردم بخش عمده‌ای از رقابت حزبی شد و از دهه 1930، نظریات اقتصادی کینز به نظر می‌رسید که نقش مهمی را برای دولت در تثبیت اقتصاد و بهبود بیماری‌های اجتماعی ایفا کند.
بسیاری از کشورهای اروپایی تا پایان قرن بیستم برنامه های رفاهی قابل توجهی داشتند. اما، به دلیل تداوم بیشتر تفکر لاسه‌فر، اولین برنامه‌ها در بریتانیا فقط قبل از جنگ جهانی اول و در ایالات متحده تا سال‌های روزولت در دهه 1930 به تصویب رسید. این دوره و دوره بلافاصله پس از جنگ، نقطه اوج چیزی بود که فریدمن و فریدمن (1980) «سوسیالیسم فابیان و لیبرالیسم نیو دیل» می نامند. در بریتانیا و اروپا، اما نه در ایالات متحده، برنامه ملی‌سازی صنعتی نیز وجود داشت تا ارتفاعات حاکم بر اقتصاد در دستان عموم باشد. در دوره پس از جنگ جهانی دوم، اکثر کشورهای اروپایی برنامه‌های رفاهی دقیق‌تری را برای محافظت از شهروندان خود از گهواره تا گور اتخاذ کردند. آنها مزایای بیکاری سخاوتمندانه، طرح های سلامت همگانی، کمک های آموزشی و برنامه های کمک های اجتماعی را برای افراد محروم ارائه کردند.
اعضای عادی جامعه از برنامه های رفاهی سود می برند. در پاسخ به فشارهای انتخاباتی، دولت های غربی فرصت های بیشتری را در زمینه آموزش در همه سطوح، مراقبت های بهداشتی و حمایت از درآمد برای بازنشستگی یا برای بیکاران فراهم کرده اند که همه اینها به معنای افزایش پیوسته در اندازه و دامنه دولت ها حداقل تا دهه 1970 است. یا اوایل دهه 1980 با این حال، دولت رفاه هرگز بدون مناقشه نبود. این تلاشی بود برای جزوه مبانی مدیریت مجدد امر سیاسی بر اقتصاد، و بنابراین کاملاً مخالف سیستم لاسه فر بود. سه مشکل وجود داشت. اول، یک مشکل کلی در تامین مالی وجود داشت، زیرا دولت رفاه “به طور فزاینده ای کشورها را با موضوع مقرون به صرفه بودن روبرو می کرد” (هولمز و شاند، 1995، ص 559). کسی باید پولی برای پرداخت برنامه های رفاهی پیدا می کرد، که در نهایت باید از مالیات بر ثروت تولید شده توسط سیستم اقتصادی ناشی شود. ثانیاً، و در رابطه با نکته اول، یک برنامه سیاسی از این نوع متکی بر حمایت سیاسی گسترده است، که در اواخر دهه 1970 و 1980 دیگر مانند گذشته آزادانه ارائه نمی شد. دولت‌های ریگان و تاچر اکنون کنار رفته‌اند، اما آن‌ها در جامعه نسبت به اندازه و دامنه دولت و سطوح مالیات‌های همزمان در دوره دولت رفاه احساس نارضایتی کردند. ثالثاً، نظریه های اقتصادی و سیاسی پشت دولت رفاه کمتر مد شدند. در حرفه اقتصاد، مکتب نئوکلاسیک از برتری جدیدی برخوردار شد و واکنشی علیه دولت رفاه برانگیخت. نئوکلاسیک ها از بازگشت به جامعه اقتصادی پویاتر بر اساس ایده های آدام اسمیت حمایت کردند.
87 نقش دولت

آموزش مدیریت

آموزش مدیریت

نئوکلاسیک
از اواسط دهه 1970 حرکتی دور از نقش بزرگتر و به طور ضمنی جمع گرایانه دولت وجود داشت که در بیشتر قرن حاضر وجود داشت. اگرچه میزان تغییر بین کشورها متفاوت است، اما مطمئناً یک «جر و مد» رخ داد (فریدمن و فریدمن، 1980). در درون صفوف دولت‌ها، در میان مشاوران سیاست‌گذاری، و در بخش‌های کلیدی بوروکراسی، اکنون اقتصاد نئوکلاسیک و چیزی که گاهی عقل‌گرایی اقتصادی نامیده ‌:
() ‌‌ً ‌‌‌‌/ً ‌‌«» ؟
چرخش ها به سمت دولت یا حداقل برخی از احیای ارزش دولت در چشم شهروندان وجود داشته باشد.
با این حال، در بخش عمومی، چنین تغییراتی در احساسات به احتمال زیاد شاهد بازگشت به راه‌حل‌های بوروکراتیک در مقیاس بزرگ برای مشکلات نیست، حتی با وجود بازگشت خود دولت. در اواخر دهه 1990، به دنبال برخی آزمایش‌ها با دولت حداقلی، به نظر می‌رسید که عصر جدیدی از عمل‌گرایی در مورد نقش دولت در حال ظهور است. به جای اینکه بهترین دولت دولتی باشد که به حداقل ممکن کاهش یابد، دولت به عنوان یک نهاد مهم و قدرتمند تلقی می شد که می توانست نقش بخش خصوصی را به جای اینکه رقیب اصلی آن باشد تسهیل کند.
نقش دولت در 250 سال گذشته در جزوه مبانی مدیریت غربی کاهش یافته و کاهش یافته است. تغییر در نقش دولت، واقعاً درگیری تئو مسائل مربوط به دولت، امروزه همچنان مهم است. روش دخالت دولت نیز متفاوت بوده است. در عصر مرکانتیلیسم، ابزار اصلی مورد استفاده، مقررات دولتی بود، زیرا بودجه ها بسیار اندک بود و تولید دولتی کمی وجود داشت. عصر دولت رفاه به شدت به ارائه کالاها و خدمات توسط دولت از طریق مالیات عمومی بالاتر و توزیع مجدد منابع به اقشار فقیرتر جامعه متکی بود. تولید دولتی در برخی از کشورها، مانند بریتانیای پس از جنگ، نسبتاً بالا بود، زمانی که اعتقاد بر این بود که از طریق ملی شدن، مالکیت دولت بر صنایع عمده مانند فولاد، زغال سنگ و آب و برق سود خواهد داشت. در حالی که طرفداران دیدگاه‌های ایدئولوژیک متفاوتی وجود دارند که پیشینه‌های تاریخی دارند، یکی از نشانه‌های عمل‌گرایی جدید این است که به نظر می‌رسد در بحث نقش اقتصادی دولت گرمای کمتری نسبت به دهه‌های اخیر ایجاد شده است. در حال حاضر استدلال اندکی به نفع ً “” (). : () () () () () ‌ً ‌‌‌(-) :
‌‌‌